نور ثامن

نیمه شعبان بر همه منتظران مبارک
نویسنده : ملیحه - ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱٤
 


نام:مح م د.

پدر:امام حسن عسکرى(ع).

مادر:نرجس.

القاب:حجت ، خاتم ، صاحب الزّمان ، قائم ، منتظَر ، و از همه مشهورتر مهدى.

شکل:چون ستاره درخشان نورانى ، و داراى خالى سیاه بر گونه راست .

زاد روز:شب نیمه شعبان 255 ، هنگام طلوع فجر.

زادگاه:شهر سامراء.

غیبت صغرى:از سنّ پنج سالگى به مدّت 69 سال.

نمایندگان: چهار نفر از شخصیّت هاى شیعه به نامهاى:

1 ــ ابو عمرو ، عثمان بن سعید بن عمرو عمرى اسدى ، وکیل و نماینده پیشین امام هادى و امام عسکرى علیهما السّلام.

2 ــ فرزند او ، ابو جعفر ، محمد بن عثمان بن سعید ، در گذشته 304.

3 ــ أبوالقاسم ، حسین بن روح بن ابى بحر نوبختى ، در گذشته 326.

4 ــ ابوالحسن على بن محمد سمرى ، در گذشته 329.

محل اقامت نامبردگان بغداد ، و کلیّه امور شیعیان و خواسته ها و نامه هاى آنان به وسیله این چهار نفر انجام و ردّ و بدل مى شد; و آرامگاه آنان نیز در بغداد مشهور است.

غیبت کبرى: با در گذشت چهارمین نماینده و سفیر آن حضرت از سال 329 آغاز گردید; و تا به هنگام فرمان الهى مبنى بر اجازه ظهور و قیام آن بزرگوار ، همچنان ادامه خواهد داشت.

نمـایندگان و وظـیفه مردم در دوران غیبت کبرى:کسیکه فقیه خویشتن دار ، مخالف هواى نفس ، و فرمانبر امر خداوند باشد ، او نماینده امام زمان است; و بر دیگران لازم است از او پیروى کنند; زیرا اینگونه افراد از طرف امام بر مردم حجّت اند ، و امام از طرف خداوند بر آنان حجت باشد.

هنگام ظهور:آنگاه که منادى حقّ از جانب آسمان ندا دهد: حقّ با آل محمّد است. نام مهدى بر سر زبانها افتد; مردم دلباخته او شوند; و از کسى جز او سخن نگویند.

محل ظهور:مکّه معظّمه.

محل بیعت ( تعهّد مردم در پیروى از امام ):مسجدالحرام ، میان رکن و مقام.

نشانى:فرشته اى از بالاى سر او فریاد مى زند: این مهدى است ، او را پیروى کنید.

یادگار أنبیاء:انگشتر سلیمان در انگشت او ، عصاى موسى در دستش ، و بطور خلاصه آنچه خوبان همه دارند او تنها دارد.

یاران:سیصد و سیزده نفر ( به عدد اصحاب بدر ) ، افرادى باشند که هسته مرکزى زمامدارى او را تشکیل دهند; و در حقیقت کارگردانان اصلى قیام مهدى(ع) ، و کارگزاران درجه اوّل انقلاب جهانى اسلام خواهند بود که از اطراف جهان به دور حضرتش گرد آیند.

روش حکومتى: بر اساس قرآن و سیره پیامبر(ص) و امام امیرمؤمنان(ع).

شعاع و دامنه حکومت:سراسر جهان را فرا گیرد; و زمین را از عدل و داد پر کند در حالى که از جور و ستم پر شده باشد.

مرکز حکومت:مسجد کوفه ، ــ  مرکز خلافت و حکومت جدّ بزرگوارش على(ع) .

 


اقا جان :
چه جمعه هاکه یک به یک غروب شد نیامدی
چه بغضهاکه در گلو رسوب شد نیامدی
خلیل آتشین سخن ؛ تبر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی
برای ما که خسته ایم نه ، ولی
برای عده ای چه خوب شد نیامدی
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام
دوباره صبح؛ ظهر ؛ نه غروب شد نیامدی

 


الا که راز خدائی خدا کند که بیائی
الا که یوسف گم گشته زهرا خدا کند که بیائی
الا که راز خدائی کی میشود که بیائی

اللهم عجل الولیک الفرج اللهم عجل الولیک الفرج اللهم عجل الولیک الفرج

 

سلام بر مهدی،
انتظار سبز دورانها!
آرمان مجسم عدالتخواهان،
چلچراغ روشن شبستان تاریخ،
روشنگر زمین و زمان،
مرد برگزیده اعصار
ذخیره جاویدان الهی
و...نوید بخش صبح، در شب انتظار.
نیمه شعبان، افروختن چراغ شوق در دل شیعیان و امید دادن به محرومان است.
میلادی است فرخنده، که عید منتظران وراثت زمین برای مستضعفان و شکست سلطه جباران است.
نیمه شعبان، مطلع خورشید فروزان مهدی(ع) در ظلمت تاریخ است.
آن خورشید پنهان، کعبه مقصود و قبله موعود امتهاست.
**********اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب العصر و الزمان

 

صف بیارایید رندان! رهبر دل آمده
جان برای دیدنش، منزل به منزل آمده

بلبل از شوق لقایش، پر زنان بر شاخ گل
گل ز هجر روی ماهش، پای در گل آمده

طور سینا را بگو: ایام «صعق‏» آخر رسید
موسی حق در پی فرعون باطل آمده

بانگ زن بر جمع خفاشان پست کور دل
از ورای کوهساران، شمس کامل آمده

بازگو اهریمنان را فصل عشرت بار بست
زندگی بر کام‏تان، زهر هلاهل آمده

دلبر مشکل گشا از بام چرخ چارمین
با دم عیسی برای حل مشکل آمده

غم مخور، ای غرق دریای مصیبت غم مخور
در نجاتت، نوح کشتیبان به ساحل آمده

دیوان امام خمینی، ص 178

 


ای جنت و ماوایم ، ای گوهر زیبایم ، آواره ی صحرایم یابن الحسن یا مهدی
مولامولا مولا مولا مولا مولا مهدی بیا
ای دل شده دیوانه ، از غیر توبیگانه ، ای گوهر دردانه یابن الحسن یا مهدی
مولامولا مولا مولا مولا مولا مهدی بیا
مهرت به دلم افتاد ، سوزی به دلم افتاد ، شور و شعفی افتاد یابن الحسن یا مهدی
مولامولا مولا مولا مولا مولا مهدی بیا
من مست سبوی تو ، آواره ی کوی تو ، دیوانه روی تو یابن الحسن یا مهدی
مولامولا مولا مولا مولا مولا مهدی بیا
ای شمع فروزانم ، بینایی چشمانم ، ای یاس گلستانم یابن الحسن یا مهدی
مولامولا مولا مولا مولا مولا مهدی بیا
ای منتقم زهرا، مرهم به دل کبری فرزند مه زهرا یابن الحسن یا مهدی
مولامولا مولا مولا مولا مولا مهدی بیا

ای باقی یزدانی، تو سیل خروشانی ، برخصم ما عدوانی یابن الحسن یامهدی

مولامولا مولا مولا مولا مولا مهدی بیا
 
 
با عرض سلام و ادب خدمت دوستان گرامی ،

میلاد با سعادت و فرخنده ی حضرت ولی عصر ( عج ) را خدمت همه ی
 
 
 
 
شیعیان جهان تبریک عرض می کنم .

به مناسبت میلاد آن حضرت ، بر آن شدم تا پنج حدیث را پیرامون ایشان انتخاب کرده و برای محبان آن حضرت در اینجا قرار دهم .

حدیث اول : أصبغ بن نباتة می گوید : خدمت حضرت امیر المؤمنین علی ( ع ) رسیدم و ایشان را متفکر یافتم در حالی که سر چوبی را بر زمین می کشیدند . پس گفتم : یا امیر المؤمنین ! چه شده که شما را متفکر می بینم ؟ چوب بر زمین می کشی ؛ آیا نظر و رغبتی به آن داری ؟ پس فرمودند : به خدا قطعا نه به زمین و نه به دنیا حتی یک روز رغبت ندارم ولی درباره ی مولودی که در پشت یازدهمی من است فکر می کردم . او مهدی است که زمین را پر از عدل و داد می گرداند چنانکه مملو از ظلم و ستم شده باشد . او را غیبت و حیرتی است که در آن اقوامی گمراه می گردند و بعضی دیگر هدایت می شوند . ( 1 )

حدیث دوم : حضرت امیر المؤمنین علی ( ع ) از پیامبر ( ص ) نقل می کنند که فرمودند : اگر از عمر دنیا جز یک روز نمانده باشد ، خداوند مردی از اهل بیت من را بر انگیزد که دنیا را پر از عدل کند چنانکه پر از ظلم شده باشد . ( 2 )
این حدیث را محدثین بزرگ اهل سنت به سند صحیح روایت کرده اند .

حدیث سوم : صفوان بن مهران از امام جعفر صادق علیه السلام نقل می کند که فرمودند : هر کس تمام ائمه ی طاهرین را تصدیق کند ولی منکر وجود مهدی موعود باشد مثل این است که اعتقاد به تمام پیغمبران داشته باشد ولی منکر نبوت پیغمبر اسلام گردد . پس عرض شد : ای پسر رسول خدا ! مهدی کیست ؟ آیا او از فرزندان شماست ؟ پس فرمودند : پنجمین نفر از اولاد هفتمین امام است ( الخامس من ولد السابع ) . او از نظر شما غائب می گردد و جایز نیست نامش را ببرید . ( 3 )
این حدیث به سند دیگر از عبدالله بن أبی یعفور از آنحضرت نیز نقل شده است .

حدیث چهارم : أبو الجارود از امام محمد باقر علیه السلام روایت می کند که فرمودند : ای أبا الجارود ! هنگامی که اوضاع روزگار دگرگون گردد و مردم بگویند « قائم آل محمد مرده یا هلاک شده ! » یا بگویند « به کدام بیابان رفته است ؟! » و آنان که خواستار نابودی او می باشند بگویند « کسیکه استخوان هایش پوسیده ، چگونه ظهور می کند ؟! » ، شما به ظهور وی امیدوار باشید و چون شنیدید که ظهور نموده است ، به سوی او بشتابید ولو با خزیدن از روی برف باشد ! ( 4 )

مرحوم آیت الله علی دوانی به نکته ی بسیار جالبی اشاره کرده اند و آن اینکه امام محمد باقر ( ع ) تقریبا 150 سال قبل از ولادت حضرت ولی عصر ( عج ) از منکرین حیات او و اقوال ایشان خبر داده اند . یعنی آن حضرت و سایر ائمه به خوبی از طولانی شدن مدت غیبت آگاهی داشته اند .
هم اکنون نیز اگر اقوال مخالفین را بشنویم می بینیم دقیقا همان اقوالی است که امام محمد باقر ( ع ) گوشزد کرده اند .

حدیث پنجم : علی بن جعفر از برادر خویش حضرت موسی کاظم علیه السلام روایت کرده است که فرمودند : هنگامی که پنجمین فرزند از اولاد هفتمین امام پنهان گردد ، برای حفظ دیانت خود پناه به خدا ببرید . مبادا کسی دین شما را از کف شما برباید . ای فرزند ! صاحب الامر ناگزیر از غیبتی است که بعضی از معتقدین بوی از اعتقاد خویش باز گردند . غیبت او امتحانی است که خداوند بندگان خود را بدانوسیله امتحان می کند . اگر پدران و نیاکان شما دینی صحیح تر از این سراغ داشتند ، از آن پیروی می کردند . علی بن جعفر می گوید : عرض کردم : آقا ! پنجمین امام از اولاد هفتمین امام کیست ؟ فرمود : فرزند ! عقول شما از درک حقیقت این مطلب ، کوچک و سینه هایتان از تحمل آن تنگ است . ولی اگر زنده باشید او را خواهید دید . ( 5 )

امیدوارم این پنج حدیث مورد توجه و عنایت دوستان قرار گرفته باشد و نوری برای راه بنده و شما گردد .

خداوندا ! به حق این شب عزیز ، به حق محمد و آل محمد علیهم السلام ، تو را قسم می دهیم که ما را در درک هر چه بیشتر آن حضرت یاری فرما و چشم و دل ما را به نور معرفت ایشان نورانی گردان ! خداوندا این احادیث را چراغ راه ما قرار ده و صبر ما را بیش از پیش گردان !

مهدی ! یا مهدی ! ما منتظر بوسیدن دستان تو هستیم ...


*** باز هم میلاد آنحضرت را به تمام شیعیان جهان تبریک می گویم ***

پاورقی :

1. کتاب الغیبة ، العالم الربانی عماد الشیعة شیخ الطائفة أبی جعفر محمد بن الحسن الطوسی ، صححه وعلق علیه : علی اکبر الغفاری وبهراد الجعفری ، تهران : دار الکتب الاسلامیة ، الطبعة الاولی 1423 ﻫ. ، صفحه ی 227 | کمال الدین وتمام النعمة ، الشیخ الجلیل الاقدم الصدوق أبی جعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه القمی ، صححه وعلق علیه : علی اکبر الغفاری ، قم المشرفة : جماعة المدرسین بسنة 1405 ﻫ. ، صفحه ی 289
2. مسند أحمد ، أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی ، القاهرة : مؤسسة قرطبة ، جلد 1 ، صفحه ی 99 ، حدیث شماره ی 773 | سنن أبی داود ، سلیمان بن الأشعث أبو داود السجستانی الأزدی ، تحقیق : محمد محیی الدین عبد الحمید ، بیروت : دار الفکر ، جلد 2 ، صفحه ی 509 ، حدیث 4283
3. کمال الدین وتمام النعمة ، الشیخ الجلیل الاقدم الصدوق أبی جعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه القمی ، صححه وعلق علیه : علی اکبر الغفاری ، قم المشرفة : جماعة المدرسین بسنة 1405 ﻫ. ، صفحات 333 و 338
4. کمال الدین وتمام النعمة ، الشیخ الجلیل الاقدم الصدوق أبی جعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه القمی ، صححه وعلق علیه : علی اکبر الغفاری ، قم المشرفة : جماعة المدرسین بسنة 1405 ﻫ. ، صفحه ی 326 . این روایت در غیبت نعمانی نیز وارد شده است .
5. علل الشرایع ، الشیخ الصدوق أبی جعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه القمی ( ره ) ، ط نجف ، جلد 1 ، صفحات 244 و 245 | کمال الدین وتمام النعمة ، الشیخ الجلیل الاقدم الصدوق أبی جعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه القمی ، صححه وعلق علیه : علی اکبر الغفاری ، قم المشرفة : جماعة المدرسین بسنة 1405 ﻫ. ، صفحات 359 و 360 | کتاب الغیبة ، العالم الربانی عماد الشیعة شیخ الطائفة أبی جعفر محمد بن الحسن الطوسی ، صححه وعلق علیه : علی اکبر الغفاری وبهراد الجعفری ، تهران : دار الکتب الاسلامیة ، الطبعة الاولی 1423 ﻫ. ، صفحه ی 228 . این حدیث در عیبت نعمانی و کفایة الأثر نیز به اسناد دیگر آمده است .



 
 
روز جوانی یا روز جوان
نویسنده : ملیحه - ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱۱
 


من جوانم. او جوان است. ما جوانیم. یا: من در میان جوانانم. او در میان جوانان  است. ما در میان جوانانیم. جوانان در دبیرستان، در دانشگاه. جوانان در بازار، در مسجد. جوانان روی سکوهای استادیوم. جوانان در مطبوعات، جوانان خواننده مطبوعات. جوانان مخاطب پیام ها، جوانان صادر کننده پیام ها. جوانان در شهر، جوانان در روستا. جوانان اینجا، جوانان آنجا، جوانان همه جا.

بسیاری از والدین و مسئولان و صاحب نظران جوانی را می پسندند که جوانی نکند. این نگرش محافظه کارانه به جوانی از آنجا ناشی می شود که مردان جاافتاده و زنان جهان دیده ، حال و حوصله دردسرهای جوانی کردن جوانان را ندارند. دل و دماغ سرعت و عجله جوانان را ندارند. می خواهند آنها را به ثبات و رنگ و بوی خودشان در آورند. پیراهن پاره نکرده، مثل آدم های هزار تا پیراهن پاره کرده زندگی کنند تا هم خیال خودشان از آینده جوان شان راحت شود و هم به وجود چنین جوانان سنگین و جاافتاده ای افتخار کنند.

امروز روز جوان، فردا روز جوان و هر روز دیگری روز جوان. اعلام یک روز به عنوان روز جوان فقط گریزی است برای خالی نبودن عریضه طولانی عنوان روزها. وگرنه چه روزی را به یاد داری که روز جوان نباشد. کدام سازمان و نهاد و وزارتخانه ای را سراغ داری که با جوان سروکار نداشته باشد. از سیاست و اقتصاد گرفته تا فرهنگ و اجتماع، همه چیز در این کشور آکنده از جوانان است.

در سرزمین جوانی، جوانی کردن و جوان ماندن سخت است وگرنه هرکسی پس از نوجوانی ، لاجرم جوانی است برنا. مسئله این است جوانی کردن.

جوانی کردن واژه ای است لیز. مثل صابون آب خورده. به دست نیامده از دست می رود. تیز است مثل تیغ و در کشور ما خیلی صفات دیگر دارد که هر کدام را می توان در کنار هم قرار داد و نتیجه گرفت. جوانی کردن پدیده ای است عجیب، پیچیده و تا حدودی ناممکن.

بسیاری از والدین و مسئولان و صاحب نظران جوانی را می پسندند که جوانی نکند. مثل مردان و زنان سالخورده و میانسال سنگین رفتار کند.عجله نکند. همه پیش فرض ها و اما و اگرها را در رفتارهایش لحاظ کند. این نگرش محافظه کارانه به جوانی از آنجا ناشی می شود که مردان جاافتاده و زنان جهان دیده ، حال و حوصله دردسرهای جوانی کردن جوانان را ندارند. دل و دماغ سرعت و عجله جوانان را ندارند. می خواهند آنها را به ثبات و رنگ و بوی خودشان در آورند. پیراهن پاره نکرده، مثل آدم های هزار تا پیراهن پاره کرده زندگی کنند تا هم خیال خودشان از آینده جوان شان راحت شود و هم به وجود چنین جوانان سنگین و جاافتاده ای افتخار کنند. مسئله امروز جوانان جوان نیست. مسئله همان است که گفتم، جوانی کردن است. اگر این روز جوان با عنوان روز جوانی کردن نامگذاری می شد، ماجرا کلی از این رو به آن رو می شد. زیرورو می شد و به هم می ریخت، جوانی کردن اولین و مهمترین عامل جوان بودن است. داشتن سن جوانی که متر و معیار مهمی نیست.

بیایید به واسطه روز جوان بار دیگر به این موضوع حیاتی نگاه کنیم که به عنوان جوان ترین جامعه جهان چقدر فرصت و امکان جوانی کردن در شهر و روستا پدید آورده ایم. چقدر روزنه و پنجره برای دیدن. چقدر راه و هدف برای رفتن و رسیدن و چقدر انگیزه و امکان برای ماندن و جوانی کردن به وجود آورده ایم. به خیابان ها و کوچه ها، به معابر و چهارراه ها، به استادیوم ها و سکوها به لابه لای این جمعیت پیاده روها نگاه کنیم و فراموش نکنیم زندگی آن جوانی که امروز در تنگناهای آگاهانه و ناخودآگاه رنگ عصیان و یا هاشور بی خیالی می خورد، آینده سرزمینی است که دوستش داریم.

آن کسی که از جوان توقع میانسالی و جاافتادگی دارد. آن کسی که جوان را از جوانی کردن برحذر می دارد، آن که نمی داند برای جوان امروز مرز تجمل حرف ها به پایان رسیده و زمان زمان عمل جوانانه برای جوانان است.همه و همه در یک سمفونی کشدار می نوازند که نامش بی توجهی است.

به مناسبت روز جوان، روز ملی جوان، حداقل این درخواست را می توان کرد که بیایید برای یک بار هم که شده تماشا کنیم شهرمان و بگوئیم: کجاست جای جوانی؟

علیرضا محمودی