نور ثامن

بی ادبی و بد زبانی کودکان
نویسنده : سیما - ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ دی ۱۳٩٠
 

کودک من وارد سن شش سالگی شده مدتی است الفاظ بسیار زشتی را بر زبان جاری می کند به طوری که فامیل ها از رفت و آمد با ما به خاطر بد آموزی فرزندمان خود داری می کنند ، برخورد ما با او چگونه باید باشد؟




بد زبانی ، دشنام ، خشم و کینه تیرهای زهر آلود شیطان است که جان و روح و جسم انسان ، بخصوص کودکان را مسموم می کند . در روایات متعددی به این نکته اشاره شده که بهترین ارثی که والدین می توانند به فرزندان خود بدهند ادب است، ادب هم نشانه ی شخصیت فردی است و هم مهارتی است اجتماعی که از طریق فرهنگ والدین به فرزند رسیده ، حضرت علی می فرماید : زمینه مؤدب شدن فرزندتان را از سنین کودکی فراهم کنید یا در روایاتی دیگر می فرماید: فرزندتان را بر طریق اطاعت خدا ادب کنید . پس تنها وظیفه ی والدین این نیست که شکم اطفالشان را از انواع غذاهای مختلف سیر کنند و لباس های قابل توجهی بر آن ها بپوشانند، بلکه وظیفه ی سنگین تر آن ها سیراب کردن روح اطفال است که برتر از همه ی فضیلت هاست. زمین دل کودک کاملاً مهیاست برای اینکه بذر ادب یا بذر بی ادبی رد آن ریخته شود ، والدین باید همه ی زمینه های ادب و مؤدب شدن فرزند را در محیط خانه فراهم کنند . دانشمندهن علوم الهی علل مختلفی را برای بد زبانی کودکان بیان می کنند.

اولین علت بد زبانی کودک ، محیط خانواده است ، کودکی که در محیطی زندگی می کند که پدر و مادرش از ادب لازم برخودار نیستند و فحش و ناسزا اصطلاحات عادی ان خانواده محسوب می شود ، یقیناً فرزند آن ها نمی تواند فحاش نباشد ، چرا که کودک روش و منش گفتاری و رفتاری خود را عموماًاز والدین خود اخذ می کند ، والدینی که عفت زبان ندارند نباید انتظار خوش گفتاری از فرزندشان را داشته باشند .

عامل دوم بد زبانی کودک محیط زندگی است ، کودک که با همسایه انس می گیرد یا با کودکان فامیل رفت و آمد می کند و آن ها کلمات زشتی بر زبان جاری می کنند ، این کودک هم آن کلمات را یاد گرفته و در خانه از آن ها استفاده می کند . در این جا راه کار اول این است که والدین باید با رو ترش کردن و اعراض از کودک ، به کودک بفهمانند که این حرف خوب نیست و در یک موفعیت عاطفی یعنی وقتی که کودک خودش را در آغوش پدر یا مادر می اندازد و می گوید من شما را دست دارم ، پدر و مادر هم بگویند فرزندم ، ما هم تو را دوست داریم اما گاهی حرف هایی می زنی که ما را ناراحت می کند ، این حرف ها خیلی بد است ، مردم به فرزندشان می گویند فلانی حرف های زشت می زند و به بچه هایشان اجازه نمی دهند که با تو بازی کنند و تو تنها می مانی.

راهکار دوم اینکه والدین ارتباط کودک را با کودکانی که مؤدب هستند فراهم کنند ، چرا که کودک نیازمند بازی با هم سن و سالان خود است و نمی شود ارتباط او را با همه ی کودکان قطع کرد.

عامل سوم بد زبانی جلب توجه است ، کودک می خواهد توجه والدین را به سوی خود جلب کند بخصوص اگر خاطره ی خوش هم از این کلمات زشت داشته باشد. مثلاً اینکه کودک تازه زبان باز کرده است یک جمله یا کلمه ی زشتی بر زبان جاری کرده والدین همه خوشحالی می کنند که فرزندم زبانش باز شده و چقدر قشنگ این فحش را بر زبان جاری می کند.کم کم این حالت برای کودک نهادینه می شوددر اینجا والدین مطلقاً از تنبیه بدنی یا زور استفاده نکنند ، مهم ترین روش در برخورد با این کودک اعمال یک سری محدودیت های موقت است.مثلاً برای چند ساعت با او قهر کنند ، یا پول توجیبی او را قطع کنند یا از نگاه کردن به فیلمی که مورد علاقه ی اوست برای مدتی بسیار کوتاه جلوگیری کنند البته زمان هر یک از این محدودیت ها باید بسیار کم باشد و والدین در اجرای هر یک از این محدودیت ها باید با هم متفق باشند و اختلاف نظر نداشته باشند.

عامل چهارم انتقام گیری از والدین است. فرزندی که در خانواده مورد بی مهری یا تنبیه بدنی قرار می گیرد و می داند والدین او از حرف های زشت او شدیداً ناراحت می شوند، از این ابزار برای انتقام از والدین استفاده می کند.برای از بین بردن این حالت والدین باید تنبیه بدنی را قطع کنند ، کودک را مورد توجه و مهر خود قرار دهند و در صورتی که این فحش دادن به صورت عادت شده ، به او یاد بدهند که وقتی ناراحت شد ی به جای کلمه ی بی شعور مثلاً کلمه ی بی منطق را به کار ببر . یعنی به جای هر یک از کلمات زشت کلمات دیگری را به او یاد بدهند . البته این انتقام جویی کودک گاهی در جلسات مهمانی انجام می گیرد که والدین بعضاً با شیوه ی غلط او را تشدید می کنند . مثلاً وقتی می خواهند به مهمانی بروند ، با عصبانیت رو به کودک می کنند و می گویند مبادا در حضور مهمانان یا در خانه ی فلانی چنین حرف های زشتی را بزنی ، این جمله انگیزه ی جدیدی برای کودک فراهم می کند که حتماً این حرف های زشت را در محل مهمانی بزند. لذا والدین باید توجه کنند که در این گونه موارد از جملات مثبت استفاده کنند ، مثلاً به کودک بگویند من دوست دارم بچه ام مؤدب ترین بچه ها باشد ، به همه ی مهمان ها سلام کند ،دست بدهد و حرف های خوب بزند.

حال اگر کودحکی در مجلس مهمانی حرف زشتی زد پدر یا مادر همان موقع باید دست او را بگیرند و از مجلس بیرون آورده و در اتاق دیگری به او بگوید من از دست تو ناراحتم ، من دوست داشتم بجه ام بهترین حرف ها را بزند . بعد از تذکرات لازم او را ببوسد تا کودک بفهمد که والدین او را دوست دارند و با هم به اتاق مهمان ها برگردند . توجه داشته باشید که والدین نباید بگویند وقتی به خانه رفتیم این مسایل را با او مطرح می کنیم ، چون کودک فراموش کار است و بعد از مراجعه به خانه آن اثر لازم را نمی تواند بپذیرد.

بر گرفته از کتاب زلال تربیت عبدالعلی حسین پور


پازل دل کسی رو به هم ریختن هنر نیست اگه پازل دل کسی رو درست بچینی و تحویل بدی هنر کردی.