نور ثامن

مهارت "نــــــــــــه "گفتن
نویسنده : سیما - ساعت ٤:۱٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ دی ۱۳٩٠
 
مهارت نه گفتن

پرسش: چطور مهارت "نه گفتن" را در خود تقویت کنیم؟

 

پاسخ: مهارت نه گفتن یکی از مهارت های زندگی موفقیت آمیز است. ما به دنیا نیامدیم تا آرزو و خواسته هر کسی را برآورده کنیم. چرا که گاهی نیاز و خواسته خود ما هم از اهمیت بالایی برخوردار است. ما تنها تا حدی می توانیم با دیگران همراه باشیم و رضایتشان رو به دست بیاوریم که حقوق خودمان پایمال نشود و از زندگی و اهداف خودمان دور نشویم.


 

براساس اینکه افراد چگونه به حریم شخصی خود و دیگران احترام می گذارند سه سبک ارتباطی تعریف شده است که عبارتند از: سبک ارتباطی سلطه پذیر، جرات مندانه و پرخاشگرانه و هرکدام دارای خصوصیاتی به شرح ذیل می باشد:

1. افراد سلطه پذیر، افرادی هستند که اعتماد به نفس پائینی دارند، به حقوق فردی خود بی توجه هستند، افکار و عقاید و احساسات خود را بیان نمی کنند و اگر بخواهند بیان کنند آنقدر مودبانه و با تُن صدای پایین بیان می کنند که جدی تلقی نمی شود. بدون اینکه لازم باشد پوزش می طلبند و بیشتر از جملات “ممکنه اشتباه کنم” و یا “شما بیشتر تجربه دارید” و… استفاده می کنند و به ظاهر، افراد متواضع و صبورند ولی در باطن از اینکه توسط دیگران مورد سوء استفاده قرار می گیرند ناراحتند و به جای اقدام، شکوه و شکایت می کنند.

 

افراد پرخاشگر، افرادی هستند خودخواه با تن صدای بلند و تند و نیش دار، افرادی که به حقوق دیگران بی توجه هستند و برای جلوگیری از رنجش خود، دیگران را می رنجانند، ذهنشان بسته است و عقاید دیگران را نمی پذیرند، حریم خصوصی دیگران را رعایت نمی کنند، قدرت طلبند و حالت بدنی خشک و بدون انعطاف دارند و بیشتر از کلمات حتما، باید و …استفاده می کنند.

براساس اینکه افراد چگونه به حریم شخصی خود و دیگران احترام می گذارند سه سبک ارتباطی تعریف شده است که عبارتند از: سبک ارتباطی سلطه پذیر، جرات مندانه و پرخاشگرانه

البته بین دو سبک ارتباطی بالا یک رابطه چرخشی وجود دارد یعنی فرد سلطه پذیر به علت پایمال شدن حقوقش، خشم زیادی را در خود انبار می کند که روزی همچون آتشفشان فوران نموده و تبدیل به پرخاشگری می شود و بعد از آن به علت احساس گناه شدید دوباره به سمت رفتار سلطه پذیر معمول خود برمی گردد. افراد پرخاشگر نیز در مرحله ای از تنش شدید، تسلیم می شوند و به افراد سلطه پذیر تبدیل می شوند که این حالت نیز موقتی است. اما افراد جرات مند دارای خصوصیات زیر می باشند:

داشتن نگرش مثبت نسبت به خود و دیگران، احترام گذاشتن به حقوق خود و دیگران، ابراز احساسات و عقاید خود، عمل مدار بودن، پذیرفتن مسئولیت اعمال و تصمیم های خود، داشتن روحیه انعطاف پذیر، داشتن روابط سالم و صمیمانه با دیگران، اعتماد به نفس بالا و تن صدای محکم و استوار و مهم تر اینکه این افراد تمایل دارند در موقعیت ها “برنده- برنده” باشد نه همیشه “برنده-بازنده”. یعنی گاهی حاضرند که در موقعیت خاص بازنده باشند تا هدف تحقق یابد. به طور مثال یک فرد جرات مند در مقابل یک فرد پرخاشگر در موقعیتی خاص سکوت می کند تا فرد مقابل خلع سلاح شود. گاهی در محیط کار مدت زمان بیشتری می ماند تا کار خاص محوله انجام شود، حتی اگر از تفریحش دست بکشد. این فرد به ظاهر بازنده است ولی با آگاهی این شرایط را می پذیرد.

 

 یکی از دلایلی که ما رابه دام عدم جرات ورزی می کشاند، آگاه نبودن از حقوق شخصی خود و باورهایی است که از کودکی در ذهن ما ایجاد شده است. مانند اینکه من اگر نظر خود را بیان کنم با دیگران دچار تضاد می شوم، من حق ندارم دیگران را ناراحت کنم، “اگه ناراحت بشه چی؟” نمی توانم به کسی نه بگویم و چون می خواهم فردی مودب و مفید باشم تسلیم تمنای دیگران می شوم. در صورتیکه افراد جرات مند به حقوق خود و دیگران احترام می گذارند و نمی گذارند دیگران از آنها سوء استفاده کنند و در عین حال نیازهای دیگران را درک می کنند. بنابراین صادقانه افکار و احساسات خود را بیان می کنند.

اما چگونه در شرایط مختلف رفتار و ارتباط جرات مندانه داشته باشیم :

به عنوان مثال، در برابر درخواست غیر منطقی دیگران می توانیم اینگونه عکس العمل داشته باشیم:

ای کاش می توانستم ماشینم را به شما بدهم (ارائه بازخورد مثبت) اما از چند هفته پیش برنامه ریزی کرده ایم که آخر هفته به مسافرت برویم (بیان دلیل رفتار)، متاسفم (اعلام تصمیم).

در زمان درخواست کردن، منطقی بودن درخواستمان را بررسی کنیم، توانایی طرف مقابل را برای اجابت و مناسب بودن زمان و مکان آن ارزیابی کنیم و بعد مشکل و وضعیت موجودمان را بیان کنیم به طور مثال: “من سرم خیلی درد میکنه، ممکنه کمی آرام تر صحبت کنید؟

یکی از دلایلی که ما رابه دام عدم جرات ورزی می کشاند، آگاه نبودن از حقوق شخصی خود و باورهایی است که از کودکی در ذهن ما ایجاد شده است.

در مواجهه با رفتارهای بی ملاحظه دیگران نیز باید رفتار جرات مندانه ای داشته باشیم که می تواند شامل عمل ساده ابراز عقاید شخصی باشد مثلاً وقتی کسی صحبت ما را قطع کرد می توانیم بگوئیم: ببخشید دوست داشتم حرفهایم را تمام کنم. و یا رفتار جرات مندانه همدلانه (به رسمیت شناختن موقعیت و احساس طرف مقابل) در مورد مثال قبل می توانیم بگوییم “می دانم مایلید نظرتان را مطرح کنید اما ای کاش اجازه می دادید حرفم تمام شود.” و همینطور می توانیم از رفتار و ارتباط توام با جرات مندی افزایشی استفاده کنیم به این معنی که با کمترین مقدار جرات مندی شروع می کنیم و اگر طرف مقابل بی تفاوت بود به تدریح بر جرات مندی خود می افزاییم. مثلا در مقابل فروشنده ای که با اصرار می خواهد جنس خود را بفروشد اینگونه می گوییم:

1- “نه، من هیچکدام از آنها را نمی خواهم.”

2- "نه، گفتم که قصد خرید این جنس را ندارم.”

3- “دوبار گفتم نه، از شما می خواهم این قدر اصرار نکنید.”

 

***

در پایان یادآور می گردد رعایت نکات زیر ما را در برقراری ارتباط موثر کمک می کند:

 

- با محبت کردن به دیگران و هر نوع سرمایه گذاری عاطفی، حساب بانک عاطفی مان را پر می کنیم و دید مثبتی نسبت به ما در دیگران ایجاد می شود و اگر زمانی رفتاری جرات مندانه در مقابل افراد داشته باشیم با حالت دفاعی آنها مواجهه نخواهیم شد.

 

- مسائل را نه تنها از زاویه دید خود بلکه از زاویه دید شخص مقابل هم ببینیم. من می توانم نظرات دیگران را بپذیرم و درعین حال نظر خود را نیز بیان کنم.

 

- انسان جرات مند راههای مختلفی را برای رسیدن به هدفش امتحان می کند.

 

- شاید رفتار جرات مندانه و بیان عقاید و احساساتمان به نتیجه ای نرسد ولی باعث می شود ما خود خوری نکنیم که رفتارمان به پرخاشگری و سلطه پذیری تبدیل شود و درعین حال این رفتار، بذری است که می کاریم و می توانیم منتظر شکوفایی آن در آینده باشیم.

 

و در آخر فراموش نکنید که نه گفتن و جرات مند بودن یک عادت است که باید به مرور در شما ایجاد شود . پس از آن واهمه نداشته باشید و هر چه بیشتر با مهارت های صحیح این کار آشنا شوید.

 

مشاور پاسخگو: کهتری

تنظیم: مرکز مشاوره-تبیان