نور ثامن

ای خدا
نویسنده : سیما - ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۳٠ دی ۱۳٩٠
 


اى خداى بزرگ، اى ایده ‏آل غایى من، اى نهایت آرزوهاى بشرى، عاجزانه در مقابلت به خاک میافتم، تو را سجده میکنم، می‏ پرستم، سپاس میگویم، ستایش میکنم که فقط تو، آرى فقط تو اى خداى بزرگ شایسته سپاس و ستایشى، محبوب بشرى، فقط تویى، گمشده من تویى. ولى افسوس که اغلب تظاهرات فریبنده و زودگذر دنیا را به جاى تو می‏پرستم. به آن‏ها عشق می‏ ورزم و تو را فراموش میکنم! اگرچه نمیتوانم آن را هم فراموشى بنامم چون یک زیبایى یا یک تظاهر فریبنده نیز جلوه توست و مسحور تجلیات تو شدن نیز عشق به ذات توست.


%D9%81%D9%82%D8%B7 %D8%AE%D8%AF%D8%A7 05 225x300 ای خدا

من هرگاه مفتون هرچیز شده ‏ام، در اعماق دل خود، به تو عشق ورزیده‏ ام، بنابراین اى خداى بزرگ، تو از این نظر مرا سرزنش مکن. فقط ظرفیت و شایستگى عطا کن تا هر چه بیش‏تر به تو نزدیک شوم و در راه درازى که به ‏سوى بوستان بی ‏انتها و ابدى تو دارم، این سبزه‏ ها و خزه ‏هاى ناچیز نظر مرا جلب نکند و از راه اصلى باز ندارند.

در دنیا، به چیزهاى کوچکى خوشحال می‏شوم که ارزشى ندارند و از چیزهایى رنج می‏برم که بی ‏اساسند. این خوشحالی ‏ها و ناراحتی ‏ها دلیل کم ‏ظرفیتى من است.

هنوز گرفتار زندان غم و اندوهم. هنوز اسیر خوشى و لذتم… کمندِ درازِ آمال و آرزو، بال و پرم را بسته، اسیر و گرفتارم کرده و با آزادى، آرى آزادىِ واقعى خیلى فاصله دارم.ولى اى خداى بزرگ، در همین مرحله‏ اى که هستم احساس می‏کنم که تو مانند راهبرى خردمند مرا پند و اندرز می دهى، آیات مقدس خود را به من می نمایى و مرا عبرت می ‏دهى! چه‏ بسا که در موضوعى ترس و وحشت داشتم و تو مرا کمک کردى. چیزهایى محال و ممتنع را جنبه امکان دادى و چه بسا مواقع که به چیزى ایمان و اطمینان داشتم ولى تو آن را از من گرفتى و دچار غم و اندوهم کردى و به من نمودى که اراده و مشیت هر چیز به دست توست. فعالیت می کنیم، پایین و بالا می ‏رویم ولى ذلّت و عزّت فقط به دست توست.
«می ۱۹۶۰- آمریکا»

« یادداشت های شهیدچمران»

پایگاه اینترنتی خورشید آل یاسین