نور ثامن

تو چه هستی ای انسان
نویسنده : سیما - ساعت ٤:٠۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ اسفند ۱۳٩٠
 

 

 

تو چه هستی ای انسان

تو که هستی ای مغرور

تو که درخود بشکستی همه پرواز صعود

تو که ناگهی از پیچ و خم راز وجود

توکه تصویر شکفتن را در نطفه گل

نتوانی دیدن

تو که خط های رهایی را در نقش پر پروانه

نتوانی خواندن

تو که یک لحظه غزل های پرستوها را

نتوانی دریافت

تو که از بغض گلوگیر شباهنگی در کوچه شب

غافل و بی خبری

تو که از نغمه موسیقی باران و برگ

هیچ لذت نبری

تو که نجوای گیاهان را در محله­ی صبح

نتوانی بشنود

تو که هرگز حرکت را و شدن را در سنگ

نتوانی دانست

کی توانی دانست؟

شهر اسرار کجاست؟

کی توانی خواندن

آن خط غریب که در دیده ها ناپیداست

کی توانی دیدن

چنگی نغمه گری را از او