نور ثامن

علل گرایش به شیطان
نویسنده : سیما - ساعت ٥:٢٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩۱
 

 


در تفکر یهودی، مسیحی که شیطان فرشته ای سرکش و گریخته از بندگی خداوند است، مظهر آزادی تصور شده، اما در نگرش اسلامی، فرشتگان موجوداتی با شعور خالص و بدون شهوت هستند که با اختیار، تسلیم خدا بودن را برگزیده اند و به جهت این که فاقد شهوت هستند، هیچ میلی به گناه و سرکشی در برابر خیر مطلق ندارند.


شیطان پرستی

شیطان پرستی/ مؤلف: حمید رضا مظاهری سیف/ ناشر: مؤسسه ی فرهنگی بهداشت معنوی/ نوبت چاپ : اول 1390

کتاب حاضر شیطان پرستی و شیطان گرایی و نیز ریشه های این افکار را از گذشته تا حال مورد بررسی قرار داده است:

شیطان از روی تکبر در برابر آدم سجده نکرد و به این خاطر تمام جاه و جلال خویش را در محضر خداوند از دست داد، از این رو کینه ی انسان را به دل گرفت و به خاطر احساس حقارت در برابر انسان درصدد بر آمد تا ماجرای سجده را بر عکس کند و فرزندان آدم را به پرستش خویش وادارد. واقعیت این است که شیطان تا حدودی موفق بوده و از حادثه ی رانده شدن حضرت آدم از بهشت و ارتکاب قتل قابیل تاکنون موفقیت هایی داشته، به طوری که در فرهنگ های مختلف و ادوار گوناگون تاریخ حتی آشکارا مورد پرستش قرار گرفته است.

به نقل از نوشتار حاضر، شیطان گرایی بدوی، شالوده ای خرافی داشته و به نوعی انحراف از مسیر تعالیم پیامبران گذشته بوده است. ادیان ابتدایی که پیامبران الهی برای بشر می آوردند، مثل ادیان ابراهیمی  در راستای پیوند میان ساحت مادی و معنوی زندگی انسان بودند. پیامبران   می کوشیدند تا دست خلاق و روزی بخش خداوند را در چرخه ی این زندگی طبیعی آشکار سازند و از این رهگذر مسیر رشد و تعالی انسان را بگشایند ...

در این اثر ضمن بررسی شیطان پرستی بدوی و قرون وسطایی ، به شیطان پرستی مدرن اشاره شده است و تفاوت های آنها نیز به بحث گذاشته شده است .

در این زمینه آمده است: احساس آزادی که شیطان گرایی در قرون وسطا تلقین می کرد، به خصوص برای کشاورزان و کارگران ضعفی خوشایند و خواستنی بود که از هم دستی کلیسا و اشراف رنج می بردند و به نام خدا در بند مقامات دینی و دنیوی بودند. آنها از تخیل نیروهای مرموز و سیه چهره با پوست کلفت و چروکیده که شبیه پوست زمخت و رنج دیده  خودشان بود، احساس آرامش و هم دلی بیشتری پیدا می کردند. از این رو در سده های پایانی قرون وسطا میل به شیطان پرستی و جادوگری در میان مردم اروپا بالا گرفت ...

در ادامه نیز آمده است: در تفکر یهودی، مسیحی که شیطان فرشته ای سرکش و گریخته از بندگی خداوند است، مظهر آزادی تصور شده، اما در نگرش اسلامی، فرشتگان موجوداتی با شعور خالص و بدون شهوت هستند که با اختیار، تسلیم خدا بودن را برگزیده اند و به جهت این که فاقد شهوت هستند، هیچ میلی به گناه و سرکشی در برابر خیر مطلق ندارند. در این میان شیطان نه فرشته، بلکه جنی است که در اثر عبادت به جمع فرشتگان راه یافته بود و بعد هم بی لیاقتی خود را نسبت به این لطف پروردگار نشان داد. بنابراین نه شیطان فرشته ی آزادی است و نه انسان با تبعیت از او به آزادی می رسد، تنها پیامد پیروی از شیطان تباهی استعدادهای انسانی و از دست دادن شایستگی هاست.

ابعاد گسترده ی شیطان پرستی قابل تصور نیست .مردم جهان جرأت ندارند که بپذیرند در تمدنی شیطانی زندگی می کنند ، زیرا دروغ های آن را پذیرفته و با رنج های آن خو گرفته اند و وجود خود را در غوغای ارزش های پوچ آن فراموش کرده اند ظلم و فساد زمین را پر کرده است ، اما تا این حقیقت را نفهمیم و در غفلت و اوهام غو طه ور باشیم هیچ تحولی رخ نمی دهد و رویای منجی جهان را حتی به خواب هم نخواهیم دید .

همچنین در ادامه مباحث حاضر، نگاهی دارد به دانش شیطان ، که بی ریشه و باطل است ، و دراین باره آمده است: انسان می تواند با عبور از وسوسه های شیطانی به دانش حقیقی برسد .اصولا علم در زبان قرآن عبارت است از یقین به خدا و آیات او. و البته تمام آفرینش و پدیده های عالم آیات اوست. قرآن مجید به فراگیری این علوم طبیعی دعوت می کند، به شرط این که به حق و حقیقت رهنما شوند و جهان بینی حقیقی را که سر لوحه ی آن خدا شناسی است ، در بر داشته باشند .وگرنه علمی که انسان را سرگرم خود ساخته از شناختن حق و حقیقت باز دارد، در قاموس قرآن مجید با جهل مترادف است ...

یکی از موضوعاتی که در این کتاب مطرح شده است، علل گرایش به شیطان گرایی است: امروزه در تمام کشورهای دنیا جوانانی دیده می شوند که سرو وضع عادی ندارند ، سعی می کنند طوری لباس بپوشند و خود را آرایش کنند که وحشتناک به نظر برسند. این افراد خود را شیطان گرا یا شیطان پرست معرفی کرده و از نمادها و علائم خاصی استفاده می کنند ، در دنباله‌ی این بحث نیز به عللی اشاره شده است که یکی از آنها فطرت ناکام است: گرایش به شیطان پرستی لایه ی عمیق تری هم دارد. هر انسانی در اعماق وجود خود، یک تجربه ی معنوی نهفته دارد، تجربه ای که روح ما، قبل از همراه شدن با جسم و تولد در این دنیای مادی به دست آورده است. همه ی ما با تمام وجود کمال مطلق، پروردگار و آفریننده ی خویش را دیده و اسماء و صفات نیکوی او را شناخته ایم، با مشاهده ی جلوه ها، صفات لطف و رحمت، حسن و جمال ، عشق بیکران را چشیده و یا درک جلوه های عظمت، جلال و جبروت، قهاریت، خوف و خشیت را تجربه کرده ایم. اکنون در این جهان فرو دست که از آن مشاهدات دور افتاده ایم، گرایشی به سوی آن کمال بی کران و جمال و جلال بی پایان داریم ...اگر آدمی به زیبایی مطلق و حسن حقیقی برسد، عشق حقیقی را باز خواهد یافت و در غیر این صورت در توهم نقشی می زند و به گرد آن بت می گردد ...

نویسنده کتاب حاضر می نویسد: ابعاد گسترده ی شیطان پرستی قابل تصور نیست .مردم جهان جرأت ندارند که بپذیرند در تمدنی شیطانی زندگی می کنند ، زیرا دروغ های آن را پذیرفته و با رنج های آن خو گرفته اند و وجود خود را در غوغای ارزش های پوچ آن فراموش کرده اند ظلم و فساد زمین را پر کرده است ، اما تا این حقیقت را نفهمیم و در غفلت و اوهام غو طه ور باشیم هیچ تحولی رخ نمی دهد و رویای منجی جهان را حتی به خواب هم نخواهیم دید .

بخش کتاب و کتابخوانی تبیان